https://www.radioezam.com/3fsE/
رمز موفقیت: تمرین و تکرار
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۴۰۲ | منبع: رادیو عظام

معلم گلدوزی و صاحب برند گلبن
وقتی به بهانهی روز حمایت از کسبوکارهای کوچک به دنبال کسبوکاری برای مصاحبه بودیم، دوستانمان به یکی از اساتید دارالفنون عظام اشاره کردند. زنی که با وجود داشتن تحصیلات در رشتهی حسابداری روزی به سمت هنر رفت و کسبوکار خودش را شروع کرد. خانم سمیرا پورلر مدتی است که در دارالفنون عظام به علاقهمندان هنر گلدوزی میآموزد. کلاسهای گلدوزیاش هم سالهاست که پا برجا و برقرار است و شاید روزی کارش را در حد داشتن آموزشگاهی بزرگ برای آموزش هنرهای مختلف گسترش دهد.
لطفا خودتان را معرفی کنید و دربارهی کارتان قبل از شروع گلدوزی برای مخاطبان رادیوعظام توضیح دهید.
سمیرا پورلر هستم، متولد سال 1364. لیسانس حسابداری دارم و سال 87 از دانشگاه فارغالتحصیل شدم. بعد از اتمام درسم شش ماه در رشتهی حسابداری کار کردم. از همان اول که دانشگاه میرفتم رشتهام را دوست نداشتم اما درسم را تمام کردم. بعد از اتمام تحصیل حدود شش ماه کار حسابداری کردم چون خانواده اصرار داشتند که در همان رشته تحصیلیام کار کنم. بعد از مدتی احساس کردم فضای کار برایم سنگین است و نتوانستم ادامه بدهم.
چه شد که سمت هنر و به طور مشخص کار گلدوزی آمدید؟
مادرم مزون خیاطی داشت و من از بچگی با مادرم کار میکردم. کارهای دست را انجام میدادم یا مثلا لباس عروس و لباس شب جواهردوزی میکردم. اولین باری که مامانم بهم کار داد هشت سالم بود. قرار بود مشتری برای پرو لباس بیاید و دیر شده بود و مامانم وقت نداشت. یه کوک ساده به من یاد داد تا من لباسها را کوک بزنم. همیشه با سوزن و نخ کار کردم. بعد از دانشگاه مدتی با مامانم شو لباس و مانتو داشتیم تا مدتی شو و فروش حضوری و فروش در اینستاگرام داشتیم. اولش خیلی هم خوب بود. بعد از مدتی مادرم دیگر فرصت خیاطی نداشت.
از شروع به کار صفحهی گلدوزی و برند گلبن بگویید.
من با این که خیاطی بلدم ولی زیاد علاقهای به خیاطی کردن نداشتم پس تصمیم گرفتم که خودم کاری را شروع کنم. در آن دوره تازه فضای آموزش در اینستاگرام به راه افتاده بود. من هم تصمیم گرفتم کار آموزش گلدوزی را شروع کنم و وارد این فضا شدم. از هفت سال پیش با همین پیج آموزش را شروع کردم. هم سفارش میدوختم و هم آموزش میدادم. در شروع فقط دوستانم برای آموزش ثبتنام کردند. بعد کمکم صفحهام در اینستاگرام رشد کرد و هنرجوها بیشتر شدند. تا قبل از کرونا کلاسها خیلی زیاد بود. ولی بعد از کرونا اوضاع مثل قبل نشد. افراد علاقهشان به شرکت در کلاسهای حضوری کمتر شد. بعد از مدتی هم خودم سر کار رفتم و فعالیتم در پیج کم شد. الان دیگر چندان پست آموزشی در پیجم ندارم.
در شروع برای رشد صفحهتان چه کارهایی انجام دادید؟
من برای رشد صفحهام در اینستاگرام، خیلی فعالیت محتوایی داشتم. روزانه پست و استوری میگذاشتم؛ محتوا تولید میکردم و سعی میکردم به نحوی مخاطب را درگیر کنم. چند باری هم با هزینهی کم به صفحههای کوچک تبلیغ دادم. آن زمان گاهی با صفحههای هنری تبادل معرفی هم داشتیم. از طرفی آن زمانی که من شروع به کار آموزش کردم شاید دو سه صفحهی آموزش در زمینهی کاری من وجود داشت. مخاطب خودش صفحهی من را پیدا میکرد و میآمد. در سالهای اخیر رقابت خیلی زیاد شد. خیلی از صفحات فعال در اینستا هنرجوهای خودم هستند که پیشرفت کردند و کار میکنند و بعضی حتی آموزشگاه زدهاند.
از حمایتهای مادی و معنوی که در ابتدا و در طول مسیر دریافت کردید بگویید.
من سرمایهی اولیه چندانی نداشتم. پولی که برای کارم هزینه کردم همان پولی بود که از سفارشها به دست میآوردم. از پول فروش تابلو و پول هنرجو، برای گسترش کارم وسیله میخریدم. تا مدت زیادی از پولی که از کار به دست میآمد برنمیداشتم و سرمایهگذاری میکردم. در کل حمایت مالی از کسی نگرفتم. اولین بار پول برای خرید نخ و سایر وسایل را از همسرم گرفتم ولی بعد از آن حتی از پول خانواده هم برای خرید وسایل کارم هزینه نمیکردم. ولی از طرف همسرم حمایت معنوی بود. ایشان دوست داشتند که من هم مثل خودشان از داخل خانه کار کنم که در کنار هم باشیم. از طرفی میگوید تو کارت خوب است و استعداد داری و حالت با این کار خوب است و این کار را دوست داری و به همین دلایل من را حمایت میکند. در عکاسی به من کمک میکند و یا گاهی همراهم برای خرید میآید. ولی مادرم همچنان عقیده دارد که بهتر بود برای کار میرفتم و یک جایی کارمند میشدم. البته میبینم که برای دیگران از کارم تعریف و صفحهام را معرفی میکند ولی در مقابل خودم معمولا اینطور نیست.
آیا تا به حال برای گرفتن جواز یا وام خاصی کارتان به ادارات و مراکز فنی و حرفهای افتاده است؟
هیچ وقت دنبال گرفتن وام یا مجوز نرفتم. رشتهی گلدوزی مثل خیاطی جواز خاصی نمیخواهد. مجوزهایی مثل سوزندوزی هست که میشود گرفت و آموزشگاه تاسیس کرد و به هنرجو هم مدرک و مجوز داد ولی راستش من هیچ وقت دنبالش نرفتم. دوست داشتم آموزشگاه بزنم ولی با پولی که به عنوان وام میدهند نمیشود؛ به همین دلیل هیچ وقت برای گرفتن مجوز و گسترش کارم اقدامی نکردم.
هیچ وقت به فکر توسعهی کسبوکارتان نبودهاید؟
برای توسعهی کار باید سرمایهی خیلی خوبی وجود داشته باشد که آموزشگاهی بزرگ تاسیس بشود و افراد دیگر هم بیایند و هنرهای مختلف را آموزش بدهند. درآمد این شغل اندازهای نیست که با درآمد خود کار بشود سرمایهگذاری کرد و کار را گسترش داد. مگر آن که فرد خودش از قبل برای سرمایهگذاری پولی داشته باشد. وام و حمایتی که الان تعریف شده مقداری نیست که بشود در شهری مثل تهران حتی محل مناسبی برای کار اجاره کرد. دوست داشتم گالریای برای فروش کارهایم داشته باشم ولی هزینهی زیادی دارد. به همین دلیل با چند گالری در تهران و مشهد و کیش و اصفهان برای فروش کارهایم همکاری میکنم. درصد زیادی از سود به صاحب گالری تعلق میگیرد. کارهای بزرگ و سفارشات زمانبر را سعی میکنم خودم و از صفحهی اینستاگرام بگیرم که سود بیشتری داشته باشد. یکی از برنامههایم این است که وقتی سنم آنقدر بالا رفت که دیگر نمیتوانستم کار با دست انجام بدهم، دوباره آموزش را شروع کنم. من چون خیلی زود وارد کار شدم میدانم که هیچ وقت کارم را از دست نمیدهم؛ یعنی همیشه هست. حالا شاید توقعات من را برآورده نکند.
شما سالهاست در این رشته کار و کسب درآمد کردهاید از نظرتان بهترین و سرراستترین مسیر برای پیشرفت کسانی که تازه قدم به این مسیر گذاشتهاند چیست؟
گلدوزی مسیری است که بزرگترین گام آن تکرار و تمرین است. در قدم اول باید از فرد مناسب تکنیکهای مختلف را آموخت اما برای ارائهی کار تمیز بهترین راه تکرار و تمرین مداوم است. بازار کار به شکلی است که کارها با هم مقایسه میشوند. پس کسی موفق است که کاری بکند که دیگران نمیتوانند بکند یا به آن خوبی نمیتوانند.
برای من همیشه اولویت حال خوب و انجام کاری است که به آن علاقه دارم. کار هنری روحیهام را شاد و سرحال نگه میدارد و از خستگی و خمودگی کارمندی دورم میکند. به همین دلیل این کار را دوست دارم و با وجود مشکلات کوچک و بزرگ دلم نمیخواهد از آن دست بکشم.

